۱۳۸۸ شهریور ۲۰, جمعه

۱۳۸۸ شهریور ۱۴, شنبه

مي‌گفتيم که اگر ساعتي تلويزيون رژيم شاه را ...



مي‌گفتيم که اگر ساعتي تلويزيون رژيم شاه را در اختيار ما بگذاريد چنين و چنان خواهيم کرد ...



صبح یک‌شنبه، 15 شهریور 1388
خانواده شهید: اگر شهید قدوسی و امثال او زنده بودند، هرگز به بهانه مصلحت و حفظ نظام، اين وضعیت را تحمل نمی‌کردند لغو مراسم سالگرد شهید قدوسی در اعتراض به خشونت‌های اخیر خانواده شهید قدوسی، اولین دادستان انقلاب اسلامی، در اعتراض به حوادث خشونت بار پس از انتخابات ریاست جمهوری مراسم بیست و هشتمین سالگرد شهادت ایت الله قدوسی را برگزار نخواهند کرد. متن کامل اطلاعیه مهم خانواده شهید قدوسی که در آن به نکات بسیار مهمی در نقد وضعیت حاکم اشاره شده، بدین شرح است: بسم الله الرحمن الرحيم مردم رنج کشيده و شهيد پرور ايران نزديک به سه دهه از شهادت شهيد عدالت، پارسايي، قضاوت و راستگويي، آيه الله شهيد قدوسي سپري شده است . شهيدي که در تمام عمر خود ذره‌اي از مسير ديانت خارج نشد و در طول زندگي خود پيش و پس از پيروزي انقلاب فشارها و سختي‌هاي فراواني را تحمل نمود تا در مقابل موج‌هاي باطلي که در لباس ديانت يا انقلاب او را تهديد مي‌کردند تسليم نگردد و در نهايت نيز زندگي خود را در اين مسير فدا نمود. آنچه قدوسي، بهشتي و هزاران شهيد گلگون کفن ايران و اسلام مي‌خواستند حرکت يکپارچه تمامي اين مردم و نسل‌هاي پير و جوان اين مرز و بوم در جهت اهداف والاي ديني و معنوي بود. اهدافي که مولاي متقيان اميرالمومنين (ع) در حکومت کوتاه و تاريخي خود در آن مسير حرکت کرد و در نهايت نيز براي آنکه ذره‌اي از اين ارزش‌ها و اصول والا دست برندارد، حکومت خود را فدا نمود. اکنون بيش از سي سال از عمر اين نظام مي‌گذرد. سال‌هاست که همه امور به دست خودي‌هاست، همه امکانات بي‌نظير کشور را به دست گرفته‌ايم، دستگاه‌هاي فرهنگي و تبليغاتي بي‌سابقه‌اي به راه انداخته‌ايم، هزاران مبلغ، خطيب و برنامه‌هاي تلويزيوني را بسيج کرده‌ و ادعاي فتح هزاران قله فکري را در جهان تکرار کرده‌ايم، اما براستي در نگاه فرزانگان، ناظران مستقل، خانواده‌هاي شهيدان و نسل‌هاي جوان در چه وضعيتي هستيم؟ آيا نتيجه اين تلاش‌ها، تقويت صداقت و عدالت و ارزش‌هاي برآمده از نهج البلاغه است، و يا اينکه ارزش‌ها و اصول شيعي را که صدها سال و در زير ظلم و زنجير برآن ايستادگي كرديم فدا مي‌کنيم تا نظام حکومتي را با عنوان مصلحت حفظ نمائيم. زماني به حق مي‌گفتيم که اگر ساعتي تلويزيون رژيم شاه را در اختيار ما گذاريد چنين و چنان خواهيم کرد. اما اکنون پس از سي سال که دستگاه عظيم و بي‌نظير راديو و تلويزيون در اختيار ما بوده است آيا نتيجه‌اي در خور گرفته‌ايم؟ به واقع دستگاه‌هاي رسانه‌اي و فرهنگي چه سهمي در رشد يا انحطاط جامعه داشته‌اند؟ آيا جوانان ما مسئولين و دست اندرکاران را الگويي برتر و کامل تر مي‌دانند و يا اينکه از آنان روي برگرفته و رو به سوي ديگر گذاشته‌اند؟ سي سال پيش امام شهيدان خميني بزرگ، در بي‌سابقه‌ترين استقبال تاريخ بر مزار شهيدان گام گذاشت. اکنون پس از سي سال آيا او را سرافراز و سربلند کرده‌ايم و يا اينکه هر روز جام زهري تازه به او خورانده‌ايم و بر اين نوشاندن، پايکوبي کرده و جشن گرفته‌ايم؟ مگر فرهنگ اسلامي از چنان جوهره و صلابت فکري برخوردار نبود که در صدر اسلام سرباز خود را با قدرت و اقتدار ميان کاخ‌ها و انبوه دشمنان فکري خود مي‌فرستاد و يک تنه و پيروز اين ميدان بازمي‌گشت، آيا ما نسلي تربيت کرده‌ايم که چنين فکور و مقتدر و بي‌نياز باشد و يا برعکس چنان ترسان و لرزان سر در لاک دفاعي خود فرو برده‌ايم که با اندک پرسش فکري يا تبليغاتي و يا رسانه‌اي چنان وحشتي بر ارباب رسمي انديشه و فرهنگ مستولي مي‌شود که غير از برخورد فيزيکي، حذف رسمي و دفاعي سست راهي ندارند؟ نتيجه اين سير وارونه و ميراث اين کارنامه نامطلوب ايجاد وضعيتي است که اکنون همه شاهد آنند و بنيان گذاران انقلاب و شهيدان و مردم شهيد داده هرگز تصور آنرا نمي‌كردند، اين وضعيت چنان غير قابل قبول است که بدون ترديد بزرگاني چون قدوسي، بهشتي، مطهري، رجايي و باهنر اگر تصور مي‌کردند هرگز بسوي آن گام برنمي‌داشتند. ما را چه شده است و چه كرده‌ايم که وارث اين وضعيت شده‌ايم؟ تشنجات اجتماعي، فرهنگي و فکري جامعه را در برگرفته است، نيروهاي انقلاب دچار انشقاقي دردناك و غيرقابل جبران شده‌اند، التهاب سياسي فراگير شده و سفله پروري، ناراستي و تهمت، سکه رايج بازار شده و با اصرار به ارزش تبديل مي‌شود. در حالي که نام مولاي متقيان بر تارک اين کشور حک شده است چه اندازه از سيره او تبعيت مي کنيم؟ همان سيره‌اي که در برابر درآوردن خلخالي بي‌ارزش از پاي زني غيرمسلمان فرياد سر مي‌دهد. چگونه است که امروز از پس سنت هزارساله تفکر شيعي و علوي حق مردم اينگونه مورد ترديد و هجوم است و متضاد با حق خداوند قلمداد مي‌شود درحاليکه مولاي موحدان به مالک اشتر مي‌فرمايد:"بدان مالك تو را به سرزميني مي‌فرستم كه قبل از تو حاكمان عادل يا ظالمي بوده‌اند و مردمان در كار تو نگريسته و براي تو همان مي‌گويند كه تو براي حاكمان قبلي مي‌گويي. همانا آنچه كه مي‌گويند خداوند بر زبان آنان جاري كرده و نيكوكاران را به آن بازخواست مي‌كند". کجا رفت سنت هزارساله عالمان و فقيهان و دانشمندان در پاسداشت سنت حسيني امر به معروف ونهي از منکر حتي به قيمت بذل جان و اسارت خاندان نبوت و از بين رفتن حکومت و قدرت؟ چگونه است كه پس از سي سال و فداكردن بزرگاني چون قدوسي و بهشتي به جاي آنکه در عدالت و قضاوت الگوي ديگران باشيم، همگان ماتمزده فاجعه‌اي چون بازداشتگاه کهريزک هستند، مگر ارشاد ونهي از منکر تنها براي جوان بيچاره‌اي است که تار مويي را بيرون گذاشته ولي ما از آن استثنا هستيم؟ اگر شهيد قدوسي و امثال او زنده بودند هرگز اجازه نمي‌دادند كه به بهانه مصلحت وحفظ نظام اين امور را تحمل كنيم. مگر در جريان فرار بني‌صدر هنگامي كه به او پيشنهاد كردند كه همسر وي را دستگير كنيم تا بني‌صدر مجبور شود خود را تسليم كند با شدت و قاطعيت در مقابل آن ايستادگي نكرد؟ ايستادگي آن شهيد بزرگوار بر طريقه عدالت علوي و حق مردم از هر قشر و گروهي، تا آنجا بود كه در مقابل فشار افراطيون و متعصبين در مصاحبه تلويزيوني برآشفت و گفت اگر مرا هم به مسلسل ببنديد تسليم نخواهم شد. اين دادستان كل انقلاب بود كه با ديدن خانواده يك زنداني، خواب از چشمانش ربوده مي‌شد. بزرگان ما كه داعيه تربيت و مربي‌گري داشتند اينگونه بودند. اكنون ما چگونه‌ايم و نسل جوان و نوجوان ما داعيه‌داران تربيت و هدايت را چگونه مي‌بينند؟ اکنون نسل جديدي از جوانان و نوجوانان به ميدان آمده است که کارنامه همه ما را به بوته نقد کشيده، ميدان عمل را قبضه کرده و بردستورات ما توقف نخواهد کرد. اين نسل بجاي کلام و شعار بدنبال کارنامه عملي ماست. زبايد تا دير نشده و فرصت از دست نرفته به خود آييم و سقف توهم و خودشيفتگي را بشکافيم و طرحي نو در اندازيم. ما در آستانه بيست و هشتمين سالگرد شهادت آيت الله قدوسي با پاسداشت ارزش‌ها و اهداف وي و تمام شهيدان اين مرز و بوم، با اظهار تاسف شديد از آنچه شاهد هستيم و با توجه به تشنج‌هاي موجود در جامعه راهي براي برگزاري شايسته مراسم نداريم و براي جلوگيري از تکرار آنچه که در مراسم مشابه صورت گرفته است از برگزاري آن خودداري مي‌کنيم و به عنوان کمترين و بي‌ارزشترين افراد اين ملت بزرگ و مقاوم، همه مردم و مسئولين را به رجعتي صادقانه، عميق و کامل به سنت‌ها و ارزش‌هاي اسلامي و شيعي و علوي دعوت مي‌کنيم و يادآوري مي‌کنيم که بزرگي از برترين شاگردان علامه بزرگوار سيد محمدحسين طباطبايي اخيراً و در آخرين روزهاي عمرش فرمود که هيچ زماني مانند اکنون نبوده است که نام اسلام بسيار و واقعيت آن اندک باشد. آنچه آن بزرگ فرموده نه در جهت نفي انقلاب و نظام كه در جهت دعوت تمام نسل‌هاي اين مرزوبوم براي نگاهي دوباره به اسلام وجوهره آن و پرهيز از ظاهري پرادعا و محتوايي اندك است. با درود به روان پاک امام و شهيدان انقلاب بيت شهيد آيت الله قدوسي
http://www.mowjcamp.org/article/id/26715

۱۳۸۸ شهریور ۷, شنبه

سـکـوت هـاشـمی شـکـسـت!


سـکـوت هـاشـمی شـکـسـت!






مصباح یزدی : سران كودتاي مخملي بايد هرچه زودتر به سزاي خيانت خود برسند



سران كودتاي مخملي بايد هرچه زودتر به سزاي خيانت خود برسند

دروغگو دشمن خداست!براي اين‌كه اهميت خطر بزرگ «دروغ» مشخص شود و انسان به اين خيانت به دستگاه الهي مبتلا نشود، بايد تلاش شود در محيط خانواده و در دوران طفوليت، پدران و مادران آنقدر اين گناه را زشت وانمود كنند كه كودك اين را باور كند كه دروغ‌گويي، بزرگ‌ترين گناه است. شعار «دروغ‌گو دشمن خداست» شعار بسيار بزرگي است؛ اما به شرط اين‌كه ما خدا را بشناسيم و بدانيم دشمني با خداوند به چه معنا است و اين شعار زيبا كه در فرهنگ ما است فقط لقلقه زبان نباشد. به راستي چه گناهي بزرگ‌تر از دشمني با خداوند است؟ مؤمن؛ كسي كه به آموزه‌هاي پيامبران ايمان دارد، طبعاً در اين باب اهتمامش از همه بيش‌تر است. اين‌جاست كه امير مؤمنان در اوصاف شيعه يا اوصاف متقين - به حسب اختلاف روايت - نخستين چيزي كه ذكر مي‌فرمايد، همين مطلب است: «مَن­طِقُهُمُ الصَّوَاب؛»ُ سخنشان راست است. شعيان به‌جا سخن مي‌گويند و بي‌جا سخن نمي‌گويند.استثناء در نظام ارزشي؟به اين پرسش توجه كنيد: ما در اسلام مواردي داريم كه دروغ گفتن جايز، بلكه واجب است. اين امر چطور با بزرگي اين گناه سازگار است؟ مگر نه اين‌كه در روايات آمده است: « يَت­رُكَ ال­كَذِبَ هَز­لَهُ وَ جِدَّه؛ مؤمن حتي به شوخي هم دروغ نمي‌گويد.» حال، چگونه مي‌شود كه در بعضي موارد اين گناه، جايز يا واجب مي‌شود؟ مي‌دانيم كه در داستان‌هاي بعضي از انبيا آمده است كه آنان عباراتي گفته‌اند كه مطابق واقعيت نبوده است. براي مثال، در داستان حضرت يوسف آمده است: اِنَّكُم­ لَسارِقُونَ يا حضرت ابراهيم فرمود: اِنِّي سَقِيمٌ! به راستي اين عبارت غيرواقع انبيا چگونه با زشتي گناه بزرگي چون دروغ جمع مي‌شود؟به اجمال بايد گفت: برخي از فيلسوفان اخلاق معتقدند كه راست‌گويي از ارزش‌هايي است كه هيچ استثنا ندارد زيرا ارزش اخلاقي اصيل آن است كه استثنابردار نباشد. اين نظريه كانت، فيلسوف معروف آلماني است. او معتقد است كه دروغ به هيچ‌وجهي صحيح نيست و هيچ‌گاه در هيچ‌جايي، دروغ مجاز نيست. يعني اخلاقاً، ضد ارزش است. ولي ما مي‌دانيم در اسلام اين‌گونه نيست. در نظام ارزشي ما در مواردي كه براي مثال، نجات جان مؤمني در گرو يك دروغ گفتن است، دروغ‌ گفتن جايز مي‌شود. يا حتي اگر حفظ مال مؤمني از چپاول دزدها متوقف بر دروغ است، بايد دروغ گفت. يا اين‌كه در مقام اصلاح ذات‌البين، براي آشتي دو مؤمن با هم، اگر دروغي گفته شود، اشكالي ندارد. البته نبايد اين دروغ‌گفتن ضرر بدتري داشته باشد و بايد فقط وسيله آشتيكردن باشد. اين همان استثنائاتي است كه ما در اسلام داريم. مصلحت و تزاحم ارزش‌ها!حال، پرسش اين است: اين استثنا در ارزش‌هاي اخلاقي به چه معنا است؟ يك بيان اين است كه: اصل حسن صدق و راست گفتن، شرطي دارد و يا به قول ابن سينا حسن صدق يك قيد خفي دارد. يعني دروغ گفتن بد است؛ مگر اين‌كه مصلحت اقوايي داشته باشد. بيان ديگر اين است كه: در مواردي ما دو تا عنوان داريم. براي مثال، دروغ گفتن و نجات يك مؤمني به وسيله دروغ گفتن، دو تا عنوان است؛ يك عنوان كذب و يك عنوان نجات جان يك مسلمان است. نجات جان مسلمان، حسني دارد و راست گفتن هم حسني. اما در عمل، نتيجه اينها با هم تزاحم دارد. يعني اگر حسن راست گفتن را رعايت كنيم، جان آن مؤمن به خطر مي‌افتد و ارزشي از دست مي‌رود و اگر بخواهيم جان او را حفظ كنيم، هيچ راهي جز دروغ گفتن نيست. در اين‌جا چون دو تا ارزش متزاحم است، اين ارزش‌ها با هم جمع جبري مي‌شود و برآيند آن‌ها، صفت اين عمل مي‌شود. يعني اگر آن اندازه ضرري كه بر دروغ گفتن مترتب مي‌شود از فايده راست گفتن كسر شود، آنچه باقي مي‌ماند باز يك مصلحت اقوي و يك مصلحت لازم‌الاستيفايي است. اگر آن مصلحت لازم‌الاستيفا است، مي‌شود واجب و اگر راجح‌الاستيفا است، مي‌شود مستحب يا جايز. به هر حال، اين نكته‌اي مربوط به فلسفه اخلاق است. كساني كه در اين زمينه كار مي‌كنند، بايد اين مسأله را به اين دو صورت تبيين كنند. يك نكته فقهي!حاصل بحث اين‌كه يكي از اصيل‌ترين ارزش‌هايي كه تمام انبياء به آن سفارش كرده‌اند، راست گفتن است. حتي گفته‌اند «راست گفتن» بيش از نماز و روزه بر ايمان انسان دلالت دارد. بنابراين، بايد اين مسأله را جدي بگيريم و تلاش كنيم از محيط كوچك خانواده خود شروع كنيم و همسر، كودكانمان و حتي دوستان‌مان را عادت دهيم تا هيچ‌وقت دروغ نگويند. البته دروغ نگفتن معنايش اين نيست كه هر چه راست است را بايد گفت. راست گفتن، در مواردي مفاسدي را به همراه دارد و هر راستي را نبايد گفت. براي مثال، عيب كسي را پشت سرش نبايد گفت؛ اگرچه تمام آن عيوب راست باشد. به يك مسأله فقهي توجه كنيد: در مواردي كه گفته‌اند دروغ گفتن جايز يا واجب است، بعضي از فقها احتياط واجب دارند كه بايد «توريه» كنند؛ يعني يك لفظي را بگويند كه طرف چيز ديگري بفهمد؛ اما قصد خودش به معناي صحيحي باشد. براي مثال، وقتي كسي مي‌گويد: طرف اين‌جا نيست، بايد منظورش اين باشد كه در اين نقطه نيست و به مقابل خويش اشاره كند تا حتي پيش خودش هم دروغگو نباشد. توجه داشته باشيم: دروغگويي آن قدر زشت است كه آن‌جايي هم كه لازم است دروغ بگوييم، بايد به‌گونه‌اي باشد كه انسان در پيشگاه خود دروغگو نشود. چراكه در اين‌صورت كم‌كم به شوخي دروغ مي‌گويد و سپس به خود اجازه مي‌دهد تا براي هر مسأله‌اي به اين گناه متوسل شود تا آن‌جايي كه اين گناه بزرگ برايش سبك و عادي مي‌شود.معاون ستاد كل نيروهاي مسلح: سران كودتاي مخملي بايد هرچه زودتر به سزاي خيانت خود برسندمعاون ستاد كل نيروهاي مسلح با محكوم كردن پروژه‌ كودتاي نرم، خواستار افشا و محاكمه ساير عوامل اغتشاشات اخير شد و اظهار داشت: در حالي كه لايه‌هاي اصلي كودتاي نرم تاحدي هنوز دست نخورده باقي مانده‌اند نمي‌توان خوش بين بود كه ما مجدداً دچار چنين تهديدها و يا بحران‌هايي نشويم.به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از معاونت فرهنگي و تبليغات دفاعي ستاد كل نيروهاي مسلح، سردار مسعود جزايري با تأكيد بر اين‌كه افكار عمومي بي‌صبرانه در انتظار مشاهده برخورد دستگاه‌هاي ذي‌ربط و از جمله قوه قضائيه با خائنين به انقلاب و نظام، در راه‌اندازي كودتاي نرم و ايجاد آشوب و بلوا در تهران هستند، افزود: ما در شرايطي نيستيم كه براي محاكمه اغتشاشگران زمان زيادي را از دست بدهيم و امنيت ملي كشور اقتضاء مي‌كند كه در اسرع وقت آشوبگران به سزاي اعمال خائنانه خود برسند. معاون فرهنگي و تبليغات دفاعي ستاد كل نيروهاي مسلح با اشاره به بحران آفريني همزمان با انتخابات رياست جمهوري كشورمان و محاكمه برخي از عوامل آن، ضمن محكوم كردن پروژه‌ كودتاي نرم، خواستار افشا و محاكمه ساير عوامل اغتشاش شد و اظهار داشت: كساني كه آوازه خيانتشان فراگير شده است، داعيه‌ حزب و گروه نبايد داشته باشند. جزايري هرگونه سهل‌انگاري و نپرداختن به رئوس سازمان “كودتا “ را جفا به انقلاب بزرگ اسلامي ايران دانست و اظهار داشت: اين همان چيزي است كه به نظر مي‌رسد روح حضرت امام خميني(ره)، بنيانگذار نظام اسلامي، نسبت به آن آزرده خاطر خواهد شد. وي تأكيد كرد: در حالي كه لايه‌هاي اصلي كودتاي نرم تاحدي هنوز دست نخورده باقي مانده‌اند نمي‌توان خوشبين بود كه ما مجدداً دچار چنين تهديدها و يا بحران‌هايي نشويم و لذا بايستي قبل از آنكه جريان‌هاي مزبور به تجديد قوا و سازمان بپردازند، نهادهاي اطلاعاتي و قضايي به رسالت و وظيفه تاريخي و شرعي و قانوني خود عمل كنند.معاون فرهنگي و تبليغات دفاعي ستاد كل نيروهاي مسلح با بيان اين‌كه نبايد اجازه فرار به جلو به بحرانآفرينان اصلي داد، گفت: اين افراد با كمك خارجي‌ها در حال زمينه‌سازي هستند تا بحران را نهادينه كنند و زمان و مكان را براي عمليات‌هاي بعدي در اختيار بگيرند. گروهسازي‌هايي كه اخيرا صحبت‌هايي از آن به ميان مي‌آيد، در همين راستاست و خود پرده ديگري از كودتا مي‌باشد. جزايري افزود: دوستان و ياران انقلاب مراقب باشند كه در فضاي مانور و فرار از اجراي عدالت و شخصيت سازي كاذب براي سران اغتشاش بازي نكنند و اكنون كه بسياري از شهروندان خواهان برخورد قانون با خاطيان اصلي هستند با دست خود جو رواني عدم برخورد به وجود نياورند.تحول در آيين وزارت و سلوك صدارتمجتبي زارعيوزارت چيست و وزير كيست؟ براي نخستينبار بود كه معني لغوي و اصطلاحي وزير را از زبان يك رئيسجمهور در دانش‌نامه ايراني- اسلامي شنيديم. رئيسجمهور در پاسخ به مرتضي حيدري كه پرسيد: وزير از نظر شما يعني چه، گفت: وزير بر وزن فعيل، يعني فردي كه باري را از دوش ملت و دولت بر مي‌دارد. به نظر نگارنده اين سنخ از تبارشناسي لغوي براي وزير و مقام عالي وزارت با مصدر هويتي اين كلمه يعني وزارت در انقلاب اسلامي قرابت دارد. وزارت، يعني وزيري كردن و وزارتخانه همان محلي است كه وزير با اعضاي خود در آن به كار مي‌پردازد. دانش‌نامه وزير در اين نوع از مفهومشناسي، جز كارپردازي براي ملت، شأن و مرتبهاي ندارد. به نظر نگارنده، اين تفسير از وزارت مؤيد شجاعت در معنيگزيني است كه تا پيش از اين معمول نبوده است. وزير از نظر مرحوم دهخدا نيز به فردي گفته مي‌شود كه «هم پشت» و «مددكار» است؛ كسي كه مشير تدبير، ظهير سرير باشد و تحمل بار گران مملكت نمايد، آن كه در برداشتن بار كسي شريك باشد. دهخدا عليهالرحمه از قول ابن قتيبه و ابواسحاق زجاج ميگويد: در اشتقاق وزارت و وزير دو قول است؛ پاره‌اي لغويين گويند از وِز­ر به معني حم­ل و بار است، چه سنگيني بار مملكت به دوش وزير است و نيز از كلمه وَز­ر به معني حبل و رسن كه چنگ در آن زنند تا از هلاكت رهايي يابند.با توجه به اظهارات صريح دكتر احمدي‌نژاد دراينباره، به نظر مي‌رسد رئيس جمهور با شأن حقوقي وزير و نظامنامه هاي پاسخگويي او و نيز مسئوليتش در برابر نمايندگان ارجمند ملت هيچ مشكلي ندارد. حتي تصور اين شؤون موجب تصديق رئيس جمهور خواهد بود؛ اما او از آن روي كه صبغه وزارت از حيث لغوي و اشتقاقي با حمل كار و بار مردم و بر دوش گرفتن امانت ملي سنخيت دارد بر آن است كه وزارت در حاق واقع، شأني جز كار و خدمت ندارد. وزير بر وزن فعيل در اين منطق به مثابه رئيس نيست كه بر را‡س نشيند و گره از كار خلق نگشايد. بلكه هم پشت مردم است و شانه‌هايش را زير بار توده مي‌نهد تا از رنج و آلام آن‌ها بكاهد.از اين رو ترديدي نيست كه دولت كار و كارگري، وزيري بر وزن رئيس نمي‌خواهد بلكه وزير بر وزن فعيل مي‌طلبد.علاوه بر اين گفته مي‌شود تعرف الاشياء به اضدادها؛ اگر برآنيم كه از وزير بر وزن فعيل در دولت كار احمدي‌نژاد وقوف يابيم بايد مفهوم وزارت، وزير و وزارتخانه‌ها را در دولت‌هاي موسوم به توسعه آمرانه و اصلاحات دموكراتيك مورد واكاوي قراردهيم.وزير در دولت توسعه‌گرا، غالباً به كسي اطلاق مي‌شد كه همواره در را‡س «نظام ديواني» وزارتخانه‌اي بود كه در آن «رياست» مي‌كرد. كم‌تر در انظار ظاهر مي‌شد و بيشتر بخشنامه صادر مي‌كرد. آن‌قدر در جلسات و كارتابلها غرق بود كه حتي همه جاي ايران را نميشناخت. شانه‌هايش به راحتي زير بار ملت نمي‌رفت؛ چه بسا باري سنگين هم بر گرده ملت تحميل مي كرد. وزارتخانهاش، محل آسودگي بود. آقاي وزير چند جا وقت مي‌گذاشت، مدير عاملي شركت‌هاي پر سود دولتي از ديگر وظايف او بود. مي‌شد در وزارتخانه تحت مديريت وزير، فرصت را مغتنم شمرد و به رغم تذكرات ولي امر مسلمين براي دار و دسته يك حزب سياسي جلسه گذاشت و قرار و مدارهاي سياسي تعيين كرد. وزير در كتاب لغت توسعه و شبه مدرنيسم ايراني، به كسي اطلاق مي‌شد كه از حيث ظاهر و تفكر، يك بوروكرات واقعي بود. از سويي ديگر رضايت خواص را بر توده ملت ترجيح مي‌داد، هر وزارتخانه به‌مثابه جزيره مستقلي بود كه كسي را ياراي ورود در آن و يا رويارويي با آن نبود، چه اين‌كه وزير بر وزن رئيس، آگاه بود كه از رئيس الوزرا و مجلس وقت، گزندي به او نخواهد رسيد. در اين‌جا وزارت به هر كسي نمي‌آمد! وزير بايد از پرسشهاي ژنتيكي و علمالانساب نمره قبولي مييافت و از آزمون تبارسالاري بر مي‌آمد. در وازتخانه‌اش مانور تجمل مي‌داد و براي ديوان سالاري از كيسه بيتالمال ساخت و ساز مي نمود و تاخت و تاز مي‌كرد.نوبت به دولت اصلاحات كه رسيد، وزارت، همسنخ سياست شد. وزير در اين‌جا مهرهاي بود كه بر صفحه شطرنج، كنار شاه و فيل اصلاحات معني مي يافت. در اين‌جا بود كه ديگر صداي وزير در برابر ملت كلفت شده بود. اين مهره شطرنج ديگر به‌جز صفحه سياست، در جايي از سرحدات كشور قدم نميگذاشت. و باز آقاي وزير با كار و بار ملت فاصله گرفت. در اين‌جا وزير، ديگر شانه‌هايش را از زير بار ملت خالي مي‌كرد. به‌جاي كار و كارگري، جلسات سخنراني و تفلسف در وزراء رونق گرفت. در آنجا وزراء بوروكرات بودند در اين‌جا اما فلسفه مي‌بافتند و مي‌گفتند ملت ايران مشكلي جز دموكراسي ندارد و معيشت و عمران كشور در درجه دوم اهميت قرار دارد. در آن‌جا وزيران حداقل از رئيس دولت حساب مي‌بردند چون رئيس به قدر همه آن‌ها و به‌جاي ايشان سياست مي دانست. در اينجا اما رئيس الوزراء قادر به مديريت ايشان هم نبود. هر كسي از منظر خود از كابينه ملت دور مي افتاد و مصالح ملي را در كابين حزب و گعده‌هاي باندي خويش به مذبح مي‌برد.دولت نهم كه آمد، «آيين وزارت» را تغيير داد. وزير بر وزن فعيل شد و بايد بار ملت را بر دوش مي گرفت. اگر در آن‌جا و از دل كابينه ملت، چند بوالهوس سياسي به تأسيس حزب مبادرت مي كردند در اينجا اما وزير بايد پاي ميثاق نامهاي را امضاء ميكرد تا اگر چيزي از مال مردم به كابين زنانشان هم رفت بايد به ملت مرجوع گردد. وزارتخانه ها به‌جاي آيند و روند حزبي و گروهي، محل كسب و كار ملت و كارگري براي مردم شد. وقت وزير به افق مردم تغيير كرد و وزارتخانه‌ها از بار خواص و امتيازطلبان، آسوده و به نفع مردم شانه تهي كرد و خود را وامدار ملت ساخت. جزاير مستقل وزراء بر چيده شد، قوه تقنيني و نمايندگان ملت نيز به‌حال تنفس يافته و براي نخستين بار شأن حقوقي خويش را در برابر دولت، باز يافتند و از وزير سوال كردند. استيضاح نمودند و تذكر دادند.آري برادر! صرف‌نظر از مصاديق صدارت، دولت نهم آيين وزارت و سلوك صدارت را تغيير داد. ديگر از نامزد وزارت نميپرسند آقا زاده اي يا نه و به كدامين حزب وابستهاي؟ بلكه مي گويند آزادهاي يا نه؟ و اين‌گونه است كه ميتوانيم مدعي شويم احمدي نژاد از انحصار در چرخش نخبگان و پيري زود رس قوه مجريه ايراني جلوگيري كرد.

مـتـن کـامـل :
http://www.partosokhan.ir/page.asp?Number=493&Category=379#169218

مطهری: احمدی‌نژاد در حوادث اخیر پاسخگو باشد



مطهری: احمدی‌نژاد در حوادث اخیر پاسخگو باشد

مطهری:احمدی‌نژاددرحوادث اخیر پاسخگوباشددر مجموع فکر می کنم حرفهای دیروز رئیس جمهور با سخنان رهبری هماهنگ نبود زیرا رهبر انقلاب حتی نسبت به وابستگی این افراد به خارج نیز ابراز تردید کردند و تاکید داشتند براساس احتمالات و شایعات نمی شود تصمیم گیری کرد.نماینده مردم تهران گفت: اگر آنها باید نسبت به اعمال خود پاسخگو باشند ، خود رئیس جمهور هم باید درباره نحوه مناظره خود با موسوی که آغاز این ماجراها بود و به طور کلی درباره رفتار انتخاباتی خود به ملت پاسخگو باشد. دکتر علی مطهری نماینده تهران درباره اظهارات دیروز رئیس جمهور در نماز جمعه تهران مبنی بر اینکه "کارهایی که در کوی دانشگاه و بازداشتگاه و امثال این انجام شد هم اجزای سناریوی دشمن بود و توسط وابستگان به جریان براندازی صورت گرفت "، گفت: برای من هم خیلی روشن نبود که مقصود رئیس جمهور چیست. شاید ایشان می خواهد مسئولیت رسیدگی به این تخلفات را از خود به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی و مدیر بحران سلب کند. وی با بیان اینکه رئیس جمهور باید بیشتر در این مورد توضیح می داد، تاکید کرد: کمیته ویژه مجلس باید با جدیت کار خود را ادامه دهد. سخنان صریح مقام معظم رهبری در چند روز گذشته موید این مسئله است که تخلفات و بلکه جنایاتی توسط معدودی از ماموران صورت گرفته است ، اما حرفهای رئیس جمهور منافی با این فرمایشات رهبری است. به هرحال تعدادی از ماموران و مسئولان آنها متهم هستند و باید محاکمه شوند. همین طور قضاتی که بازداشت شدگان را به جاهایی مثل کهریزک فرستادند باید محاکمه شوند. این نماینده اصولگرای مجلس ادامه داد: این افراد متهم هستند و همانطور که رهبر انقلاب فرمودند باید پاسخگو باشند و با آنها برخورد جدی شود . لذا سخنان آقای احمدی نژاد در این زمینه صرفا یک ادعا است و هیچ دادگاهی تا کنون این مسئله را بررسی نکرده است. مطهری تاکید کرد : همانطور که آشوبگران مقصر بودند متاسفانه برخی ماموران امنیتی و انتظامی نیز علی رغم خدماتشان مقصر بودند که بدون ملاحظه باید به اتهامات آنان به طور موازی با اتهامات آشوبگران رسیدگی شود.البته همان طور که رهبر انقلاب فرمودند ظلم بزرگتر توسط کسانی انجام شد که به بهانه تقلب، مردم را به خیابانها کشیدند. وی در پاسخ به این سئوال که آیا منظور رئیس جمهور از عناصر اصلی اغتشاشات که خواستار برخورد و مجازات آنان شد، افرادی همچون حجت الاسلام مهدی کروبی، آیت الله هاشمی رفسنجانی ، حجت الاسلام خاتمی و میرحسین موسوی است، گفت: ظاهرا مقصود آقای احمدی نژاد این افراد هستند ، اما باید از خود ایشان سئوال شود و به طور دقیق و شفاف توضیح دهند منظورشان چه کسانی هستند. احمدی نژاد نیز در حوادث اخیر پاسخگو باشد نماینده مردم تهران همچنین تاکید کرد : اگر آنها باید نسبت به اعمال خود پاسخگو باشند ، خود رئیس جمهور هم باید درباره نحوه مناظره خود با موسوی که آغاز این ماجراها بود و به طور کلی درباره رفتار انتخاباتی خود به ملت پاسخگو باشد. وی ادامه داد: در مجموع فکر می کنم حرفهای دیروز رئیس جمهور با سخنان رهبری هماهنگ نبود زیرا رهبر انقلاب حتی نسبت به وابستگی این افراد به خارج نیز ابراز تردید کردند و تاکید داشتند براساس احتمالات و شایعات نمی شود تصمیم گیری کرد. عضو کمیسیون فرهنگی مجلس گفت: کشور در شرایط خاص و حساسی است . بحث دولت آقای احمدی نژاد و شخص آقای موسوی مطرح نیست. هم اکنون اساس نظام درخطر است. همه باید بکوشیم تا آنجا که ممکن است فضا را آرام کنیم و از احساس و هیجان پرهیز نماییم . باید فضا را منطقی و معقول کنیم. اگر بناست رهبران حوادث اخیر محاکمه شوند باید همه کسانی که در این حوادث دخیل بودند محاکمه شوند. مطهری تاکید کرد: اگر بناست به اتهامات مقصران بپردازیم رئیس جمهور خود یکی از این افراد است و باید به طور همزمان اتهامات موسوی و اتهامات احمدی نژاد در این قضیه بررسی شود. چون دو طرف در ایجاد این حوادث مقصر هستند. رئیس جدید قوه قضاییه از حساسیت لازم نسبت به حوادث اخیر برخوردار است وی ادامه داد: هم اکنون کمیته ویژه شورای عالی امنیت ملی و کمیته ویژه مجلس به طور همزمان تحقیقات خود را ادامه می دهند و رهبری هم مصمم هستند این تحقیقات به نتیجه برسد . احساس می کنم قوه قضائیه نسبت به این موضوع مصمم است و رئیس جدید قوه قضائیه نسبت به تخلفات رخ داده در حوادث اخیر از حساسیت لازم برخوردار است. نماینده تهران گفت: در صورت اثبات جرم متهمان در ارتباط با برخورد با بازداشت شدگان، نباید به بهانه حفظ نظام ملاحظه کاری کرد و منافع افراد را به مصالح نظام ترجیح داد. وی با اشاره به مشخص شدن 12 نفر از ماموران متخلف نیروی انتظامی و برکناری برخی قضات خاطرنشان کرد: تا الان تحقیقات مسیر خوبی را طی کرده است و مقام معظم رهبری نیز به طور جدی موضوع را دنبال می کنند و خواهان مجازات مجریان حوادث بازداشتگاهها هستند. مدعیان تخلف برای بیان حقایق باید تامین جانی داشته باشند مطهری درخصوص دیدار خود با مهدی کروبی که به همراه اعضای کمیته ویژه انجام شد نیز به مهر گفت: در این دیدار آقای کروبی همچنان بر مواضع قبلی خود اصرار داشتند و درباره 4 نفری که مستقیما به وی مراجعه کرده اند خواهان بررسی دقیق بودند. وی ادامه داد: درخواست تامین جانی برای این افراد حرف درستی است که آقای کروبی خواستار آن شد. به هر حال باید این افراد تامین جانی داشته باشند تا بتوانند اطلاعات لازم را در اختیار کمیته ویژه بگذارند. توجه کمیته ویژه به موضوع بهشت زهرا نماینده تهران همچنین درادامه این گفتگو تاکید کرد که با وجود اینکه عضو کمیته ویژه نیست اما مطلع است که شایعات مطرح درخصوص دفن تعدادی از بازداشت شدگان حوادث اخیر در بهشت زهرا ، بدون نام ، نیز به طور جدی در دستور کار کمیته ویژه مجلس قرار دارد تا صحت و سقم آن بررسی شود. وی گفت : در این میان چند نفر از اعضای کمیته در این مسئله توجه جدی تری دارند تا موضوع به سرانجام برسد. مطهری ابراز امیدواری کرد این موضوع و موضوع بررسی برخورد نامناسب با بازداشت شدگان هرچه زودتر به نتیجه برسد.
تاريخ انتشار: ۰۷ شهريور ۱۳۸۸

http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=11581


















































































۱۳۸۸ تیر ۲۹, دوشنبه

رسانه ملى محاكمه شود









رسانه ملى محاكمه شود






يك چهره اصولگراى منتقد دولت معتقد است رسانه ملى نقش اساسى و نرم افزارانه در
ايجاد سلب اعتماد پس از انتخابات داشته و بايد به همين دليل محاكمه شود.



عماد افروغ در تحليل خود از سخنان آيت الله هاشمى رفسنجانى در نماز جمعه تهران
با بيان اينكه همانگونه كه انتظار مى رفت و قابل پيش بينى بود صحبت هاى ايشان حول
محور وحدت و مبانى اسلام و انقلاب اسلامى بود، اظهار داشت: ايشان بدون اينكه وارد
مباحث مصداقى و به طور خاص در مورد شخص خود شوند، بر ضرورت هاى امروز جامعه ما
اشاره اى شايسته داشتند.

وى با بيان اينكه
بدون ترديد يكى از ضرورت هايى كه متاسفانه برخى از اصحاب قدرت نيز متوجه ضرورت
آن نيستند، نياز به بازسازى اعتماد مردم نسبت به نظام و احياى وحدت از دست رفته
است، تصريح كرد: امروز شاهد يك سلب اعتماد و افتراق فزاينده در كشور هستيم و به
طور خاص من اين مسئوليت را متوجه برخى از تفسير هاى غالب از اسلام و جمهورى اسلامى
و برخى از رفتارهاى صاحبان قدرت و به طور خاص رسانه ملى مى دانم.

نماينده سابق مجلس تاكيد كرد:

رسانه ملى در چند
سال گذشته واقعا از جايگاه خود خارج شده است و به جاى اين كه يك رسانه ملى فرا
قوه اى باشد در اختيار يك قوه خاص آن هم با تعبير خاص خود است.

اين استاد دانشگاه
ادامه داد: اگر بخواهم از رشته تخصصى خود بهره بگيرم، بايد بگويم احساس مى كنم
كه متفكرانى به نام گرامشى و آدرنو به خوبى مى توانند مسايل رسانه اى جامعه امروز
ما را تحليل كنند. گرامشى با مفهوم هژمونى و آدرنو با مفهوم صنعت فرهنگ. افروغ
تاكيد كرد:

آدرنو بحثى در حوزه
رسانه ها از جمله تلويزيون دارد و معتقد است رسانه ها مى توانند ابزار تحميق توده
ها و فريب آنها شوند و در واقع مى توانند ابزار وارونه جلوه دادن واقعيت ها باشند.
افروغ خاطرنشان كرد: بايد براى اين قضيه چاره انديشى كرد و يكى از نكات صحبت هاى
هاشمى اين بود كه رسانه ملى بايد واقعا ملى باشد و يكى از اقتضائات آن، توجه به
وحدت و كثرت گروه ها و اختلاف ديدگاه ها و سليقه هاى درون گفتمان انقلاب اسلامى
كه متاسفانه شاهد آن نيستيم.

نماينده مجلس هفتم با تاكيد بر اينكه رسانه ملى بايد متوجه رسالت خود شود،گفت:
رسانه ملى
بايد اين عرصه را در اختيار تمام گروه هايى قرار دهد كه به نوعى نسبت به آنها و
نسبت به نياز و انگيزه آنها و دغدغه انقلابى آنها جفا صورت گرفته است.

اين نماينده اصولگراى مجلس هفتم با طرح اين پرسش كه

انتساب انقلاب مخملى
به افرادى كه التزام آنها به انقلاب اسلامى ثابت شده است، چه جايگاهى دارد؟ خاطرنشان
كرد: اگر واقعا معتقديم كه عده اى در كشور انقلاب مخملى به راه مى اندازند، بايد
بدانيم كه طرف ديگر انقلاب مخملى نظامات سوسياليستى شبيه چين و روسيه هستند آيا
مى پذيريم كه نظام كنونى ما شبيه چين و روسيه است؟

اگر اين فرضيه را قبول داريم آنگاه مى شود در مورد معترضان بحث انقلاب مخملى را
به ميان كشيد. اين استاد دانشگاه با بيان اينكه تاكيد هاشمى بر مسأله وحدت و ماهيت
جوهره انقلاب و اسلام و جايگاه پيامبر تاكيدى بسيار شايسته بود، خاطرنشان كرد:
راه حل رئيس
مجمع تشخيص مصلحت نظام بر آزادى حركت مطبوعات در چارچوب قانون و اينكه گروه ها
در چارچوب قانون مجاز به دفاع از حقوق خود باشند، پيشنهاد شايسته اى است. افروغ
تاكيد كرد: نمى توان يك طرف را به رعايت قانون دعوت كرد، ولى به كسانى كه زمام
قدرت را در دست دارند اجازه فعاليت قانون را نداد، در اين صورت مسلم است كه اشكال
غيرقانونى ظهور پيدا مى كند.

وى تصريح كرد: وقتى از محمل قانون عدول مى كنيم و يا اجازه فعاليت قانونى به گروه
هاى مختلف نمى دهيم، طبيعتا عدول از قانون افزايش پيدا مى كند و حتى به شدت ستيز
مى افزايد. اين استاد دانشگاه با تاكيد بر اينكه گذاره اى در جامعه شناسى توسط
كاركردگرايان كه جزو محافظه كاران جامعه شناسى مطرح مى شوند، در اين مورد نيز وجود
دارد، گفت: بر اين اساس

اگر كانال ها و مجارى
براى بروز تظلم ها و دادخواهى ها در جامعه وجود نداشته باشد، شدت ستيز بيشتر مى
شود.
اين درحالى
است كه ما كانال هايى را در قانون اساسى پيش بينى كرديم. وى ادامه داد: چرا اجازه
فعاليت قانونى به گروه ها نمى دهيم؟ چرا اگر تقاضاى راهپيمايى وجود دارد به تقاضاى
آن ها جواب مثبت نمى دهيم تا سره از ناسره تشخيص داده شود و حساب معترضان داخلى
از اغتشاشگران و وابستگان به بيگانه شناخته شود.

افروغ پيشنهاد كرد كه

اجازه فعاليت قانونى
معترضين قانونگرا را بدهيم و امنيت راهپيمايى ها را برقرار كنيم تا سره از ناسره
تشخيص داده شود.

نماينده اصولگراى مجلس هفتم تصريح كرد:

سوال من اينجاست در
حوادث اخير تعدادى از افراد جان خود را بنا به سوءتعبيرى كه به كار گرفته شد و
اعتراضاتى كه ولو ذهنى به روندها صورت گرفت جان خود را از دست دادند، چه كسانى
بايد ديه آنها را به لحاظ شرعى بپردازد؟

افروغ ادامه داد:

يكى از راه هايى كه
مى توان از خانواده هاى جان باختگان دلجويى كرد پرداخت ديه شرعى و قضايى به آنها
است و مهم در اين مسير آن است كه آنها متوجه شوند جمهورى اسلامى پايبند به برخورد
شرعى با مسائل است. اين نماينده سابق مجلس با تاكيد بر اينكه احساس مى كنم پيشنهادهاى
هاشمى پيشنهادهايى حداقلى و قابل قبول است،

گفت: ايشان
به آزادى مطبوعات و مطالبات قانونى اصرار ورزيده اند و اين كه از متضررين در وقايع
اخير دلجويى شود و بايد اين پيشنهادها را توسعه داد.

اين استاد دانشگاه با تاكيد بر اينكه

وحدت در عين كثرت
قابل قبول است
،
خاطرنشان كرد:

بايد كثرت سياسى را
در جامعه پاس بداريم و وحدت را در لابه لاى كثرت ها جست و جو كنيم. بايد متوجه
ظرفيت هاى قانون اساسى باشيم و تريبون صداوسيما را تنها در اختيار قشر خاصى آن
هم از يك اردوگاه قرار ندهيم.

اين نماينده مجلس هفتم با اشاره به واقعه سقوط هواپيماى C130 گفت: در آن زمان ما
مجلس هفتم ودر كميسيون فرهنگى اصرار داشتيم ديه شهداى اين حادثه پرداخت شود. در
موارد اخير هم كسى بايد متولى شود، بايد از وقايع اخير عذرخواهى شود وبا دلجويى
و ملاطفت، رد مظالم صورت گيرد. وى با طرح اين پرسش كه

چطور ما نسبت به كشته
شدگان و شهداى نقاط ديگر دنيا حساسيت داريم، ولى نسبت به كشته شدگان كشور خود حساسيت
نداريم، گفت: چرا بايد نسبت به اين مساله اين قدر بى تفاوت باشيم و به فرض اين
كه صرفا يك توهم بوده است، مگر قرار نيست مردم سالارى دينى خود را حتى در مواجهه
با يك ذهنيت غلط وجهه لطيف، دينى و الهى خود را به رخ بكشد. ولى امروز ما شاهد
به رخ كشيده شدن اين وجهه نيستيم و بلكه شاهد برخوردهاى متناقض و دوگانه شده ايم.
افروغ با تاكيد
بر اينكه
اگر
از روز اول به مساله شوراى حكميت توجه مى شد و به تمام شكايت ها رسيدگى مى شد شايد
امروز شرايط سلب اعتماد فزاينده را شاهد نبوديم
،
گفت:
امروز
غبار ترديد و دلزدگى به جامعه ما به ويژه نخبگان حاكم شده است، بايد در اين ارتباط
كارى كرد. من نگران سلب اعتماد مردم از حاكمان نيستم،چرا كه به طور طبيعى اگر حاكمان
اداى وظيفه نكرده باشند، بايد آنها را كنار گذاشت من نگران تسرى سلب اعتماد از
حاكمان به حاكميت و اصل انقلاب هستم. افروغ با تاكيد بر اينكه اين انقلاب آسان
به دست نيامده كه آسان به تاراج گذاشته شود، خاطرنشان كرد: اگر رفتار دولتمردان
ما مبتنى بر اصل حاكميت نباشد، خواه وناخواه اين اتفاق به طور طبيعى براى عامه
مردم رخ خواهد داد كه حساب دولتمردان را به حساب اصل حاكميت بنويسند و بايد تلاش
نخبگان و روشنفكران ما اين باشد كه اين اتفاق رخ ندهد.
وى
با تاكيد بر اينكه

بايد بين اصل حاكميت
و حاكمان تفكيك صورت بگيرد و بين اصل انقلاب و سياست ها و رفتارهاى برخى از دولتمردان
در نظام جمهورى اسلامى تفاوت قائل شد، گفت: در اين راستا نقش روشنفكران بسيار پررنگ
تر از بقيه است.بايد مسئولان با آن برخورد كنند و معتقدم نه تنها بايستى از جان
باختگان و زيان ديدگان دلجويى شود بلكه بايد با مسببان سلب اعتماد مردم برخورد
قضايى صورت بگيرد. چه رسانه ملى كه سلب اعتماد كرده است وچه كسانى كه باعث شده
اند خانواده اى ايرانى، عزيز خود را از دست بدهد و چه كسانى كه به نام نظام عملى
را انجام داده اند بايد شناسايى و مجازات شوند.

اين چهره اصولگراى منتقد دولت با بيان اينكه

بايد رسانه ملى كه
نقش اساسى و نرم افزارانه در ايجاد سلب اعتماد پس از انتخابات داشته است محاكمه
شود،
گفت:
متاسفانه شاهديم
نه تنها محاكمه اى صورت نمى گيرد و اصلاح رفتار را شاهد نيستيم، بلكه روز به روز
رفتارهايى كه منجر به سلب اعتماد مردم از سوى حاكميت مى شود،تداوم پيدا مى كند.

افروغ درپايان تاكيد كرد: معتقدم در ادامه پيشنهاد هاشمى مى توان پيشنهادهاى ديگرى
از سوى دلسوزان نظام انقلاب و جمهورى اسلامى مطرح شود.






http://hammihannews.com/news/5190


« تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی »








۱۳۸۸ تیر ۱۸, پنجشنبه

قنبري: مردم به رسانه ملي بي‌اعتماد شده‌اند


قنبري: مردم به رسانه ملي بي‌اعتماد شده‌اند




{}
رسانه ملي متعلق به دولت نيست و بايد آن را از اين ‌شرايط نجات داد.


{}ايجاد آرامش در ‌كشور در ارتباط مستقيم ، با پـذيـرش طـرف مـقـابـل اسـت. ‌


{}نمي‌توان صحبت از آرامش كرد اما يك طـرف سعي کرد طرف ديگر را منزوي و بر آنها ‌غلبه يابد.


{}گر برخورد توهين آميز يا برخورد نامناسب صورت بگيرد نه آرامش و نه ‌وحدت به وجود نمي‌آيد، اولين گام، ايجاد آرامش و احترام به طرف مقابل اسـت.


{}بايد مردم را شريك نظام دانست، از ابتدا هم قرار بود نظام ، نظامي مردمي باشد ؛ ‌بنابراين نبايد بــخــشـــي از مـــردم را حـــذف كــرد.


{}بـه گـفـته خود آقايان 14 ميليون نفر به احمدي‌نژاد راي نداده اند بايد حرمت اين افراد را ‌نگه داشت و با آنها با عزت برخورد شود، نه اينكه به دليل آنكه يك عده در قدرت هستند خود را شهروند برتر ‌بدانند.


{}اولين گام براي برقراري آرامش در كشور برخورد ‌مناسب با طــرف مـقــابــل و بـررسـي خـواستـه‌هـاي آنهاست ...


{}برقراري آرامش در كشور نيازي به ‌استفاده از نيروهاي نظامي - امـنـيـتـي نـدارد.آرامـش بـا سـركوب ايجاد نمي‌شود، برقراري آرامش و امنيت راهكار ‌خود را دارد.


{}مردم به رسانه ملي بي‌اعتماد شده‌اند و از زماني‌كه سـايـت‌هـا و رسـانـه‌هـاي داخلي فيلتر و ‌با محدوديت روبه‌رو هستند، مردم به سمت رسانه‌هاي بيگانه هجوم برده‌اند.


{}رسانه ملي بايد تلاش كند تا حيثيت خود را برگرداند و از آنجا كه متعلق به همه مـــردم اســـت، ‌اخـبــار هـمــه را پــوشــش دهـد.


{}بايد به جريانات سياسي اجازه انتقادات داده شود بـه دلـيـل آنـكـه قـرار نـيست فعاليت هاي ‌سـياسي زير زميني شود، به جاي ساكت كردن منتقدين و جلوگيري از صحبت كردن آنها بايد اجازه انتقاد و ‌حرف زدن داد.




متـن کامـل :



« تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی »



۱۳۸۸ تیر ۱۲, جمعه

بيانيه آيت الله صانعي ، مسائل جاري کشور


بيانيه مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي صانعي
(مدظله العالي) در ارتباط با مسائل جاري کشور

بسمه تعالي
«وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللهِ أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ»
ملت عزيز و شريف ايران اسلاميدر روزهاي گذشته همگان شاهد حمله به دانشگاهها و خوابگاه دانشجويان و ضرب و جرح، قتل و به زندان افکندن عده زيادي از فرزندان اين مرز و بوم بوده ايم تا جائيکه در آمار رسمي خبر از کشته شدن حدود بيست نفر و زنداني شدن بيش از هزار نفر داده شده است و همچنين شاهد پخش اعترافات برخي از زندانيان در رسانه هاي انحصاري بوده ايم که بر همه واضح است اين اعترافات حداقل به علت زنداني بودن متهمين و شرايط خاص آنها از نظر شرعي، قانوني و عقلائي هيچ گونه ارزشي نداشته و ندارد؛ لکن نبايد اينگونه ظلمها، آزار و اذيت ها، ترفندها، مکرها؛ دروغها و ... موجب يأس و نا اميدي در راه احقاق حق شرعي و قانوني و حاکميت مردم بر سرنوشتشان گردد؛ چون علاوه از آنکه نا اميدي از رحمت خداوند خود از معاصي و گناهان کبيره است؛ خلاف وعده نصر و پيروزي قرآن به مسلمانان نيز مي باشد که «أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ».
و چگونه چنين نباشد حال آنکه علي رغم تمام سانسورهاي خبري، از محدوديت سايت هاي خبري گرفته تا تعطيلي روزنامه ها و دستگيري فعالين رسانه اي و سياسي و حتي قطع پيام هاي کوتاه، آگاهي عمومي و جهاني از وقايع اخير روز به روز در حال افزايش است، که خود نتيجه حرکت آگاهانه و همراه با متانت ملت بزرگ ايران است. اميد آنکه راه دفاع از حقوق مردم و حفظ عقايد ديني آنها مخصوصاً جوانان و حفظ جمهوري اسلامي همراه با درايت، متانت، آگاهي بخشي و آرامش و امنيت و استفاده از قانون اساسي به معناي واقعيش و بهانه ندادن به دست ستمکاران، ادامه يابد که استقامت شرط موفقيت است و چگونه چنين نباشد حال آنکه کانديدهاي معترض به مسئولين انتخابات و روند و نتيجه آن و نظر شوراي نگهبان همانگونه که در نامه حضرت حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاي کروبي (دامت افاضاته و برکاته) و يا در بيانيه دوست مکرم، مؤمن و يار باوفاي امام امت (سلام الله عليه) جناب آقاي مهندس موسوي (دام عزه و توفيقه) آمده است؛ از نظر سياسي و قانوني مشروعيت دولت را مورد سوال قرار داده و آنرا نفي مي نمايند که نشانگر عدم اقناع آنان و توده زيادي از مردم از شبهات پيش آمده در انتخابات است که خود بواسطه کاهش پشتوانه و حمايت هاي مردمي، مي تواند موجب ناکارآمدي دولت گردد و ممکن است ادامه اش موجب مشکلات حقوقي و مدني شود.
در پايان به تمام نيروهايي که بايد حافظ نظم و جان و مال و ناموس مردم باشند تذکر مي دهم که هيچ فرمان و دستوري نمي تواند مجوّز و عذري براي تجاوز به حقوق مردم ـ که حرام و معصيت و ذنب لايغفر است ـ گردد که لاطاعة لمخلوق في معصية الخالق چه رسد به آنکه موجب ضرب و جرح و يا قتل گردد که مستوجب خذلان دنيوي و عذاب اخروي است.
يوسف صانعي
1388/04/10
12 رجب 1430 هجری قمری

جوابيه آيت الله صانعي در پاسخ به مير حسين موسوي


جوابيه حضرت آيت الله العظمي صانعي مدظله العالي در
پاسخ به آقاي مهندس مير حسين موسوي در باره مسائل
پيش آمده در انتخابات اخير رياست جمهوري

بسمه تعالي
دوست مکرّم و يار و فرزند امام خميني (سلام الله عليه)جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي (دام عزه) بعدالتحيه والسلام نامه دردمندانه، انساني، اسلامي و ايماني جنابعالي را دريافت کردم، اميد آن داشتم که انتخاب شما با کوله باري ازتجربه و تعهد و دعاي امام امت (سلام الله عليه) وياران با وفايش، شادي مردم فهيم وآگاه ايران اسلامي را دوچندان کند. اما صد افسوس که چنين نشد، يقين بدانيد که احقاق حقوق و احترام به راي مردم و صيانت از انتخاب آگاهانه ملت که درمتن نامه شما به خوبي نمايان است تنها از طريق آگاه نمودن همه انسانها و ادامه آن امکان پذير است. و اگر مي پنداشتم که با تذکّر اينجانب گره اي ازمشکلات فعلي رفع مي شد حتما به چنين امرمقدس و لازمي اقدام ميکردم، تا شک و شبهه به وجود آمده درانتخابات و آراي مردم مرتفع گردد. لکن با همه مشکلات و شرايط موجود چون باب دعا و توجه به خداوند بدون حجاب و مانع است و درهر زمان بشر مي تواند با او ارتباط برقرارنمايد برخود لازم مي دانم که براي شما وهمه مردان و زنان اين مرز و بوم و استمرار اهداف مقدس نهضت و جمهوري اسلامي امام خميني (سلام الله عليه)- که همان اسلام ناب طرفدار کرامت وحقوق انسانهاست – دعا نمايم، برماست دعا و بر اوست اجابت.در خاتمه همه ملت را به آرامش و حفظ نظم دعوت مي نمايم تا بتوانند حقوق و مطالبات خود را که از اعظم آنها راي و انتخابشان مي باشد از مجاري قانوني و آگاهي دهنده عينيت بخشند .و اميدوارم در اين موقعيت حساس و بهت زدگي جمعيت ها و توده هايي از مردم بتوانيد با توکل به ذات باري تعالي و حمايت توده هاي مردم و دانشگاهها و روحانيون معظم از جمله مجمع روحانيون مبارز تهران و مجمع محققين و مدرسين قم ـ که همه آنها ازبزرگان علم و تحقيق ميباشندـ و صدها و هزاران بزرگ ديگر از حوزه هاي قم و سايرحوزه هاي علميه (حفظها الله عن الحدثان) با حفظ طمأنينه هميشگي، همبستگي و وحدت ملت و حقوق آنها را تامين نماييد که تنها عامل سعادت، اتحاد و وحدت کلمه وکلمه توحيدلااله الاالله است
. دوشنبه 25/3/ 1388 هجري شمسي
مطابق با 21جمادي الثاني 1430 هجري قمري
قم المقدسه - يوسف صانعي

اين دولت را مشروع نمي دانم




اين دولت را مشروع نمي دانم
در هر شرایطی و با هر امکانی به مبارزه ادامه

خواهم داد آماده همكاري با افراد و

گروههاي تحول خواه هستم



۱۰ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۴۱: سحام نيوز :‌ مهدي كروبي
با نگارش نامه اي به نتيجه انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري اعتراض كرد و با صراحت تاكيد كرد كه دولت برآمده از آن را دارای مشروعیت و مقبولیت نمی داند و در هیچ برنامه ای از جمله تنفیذ و تحلیف آن شرکت نخواهد کرد . كروبي همچنين اعلام كرد كه براي تغيير وارد عرصه انتخابات شده بود و از مردم عذرخواهي كرد بابت انكه نيروهاي غيبي و ظاهري مانع از تغيير در قوه مجريه شدند . او همچنين با اعتراض به بازداشت هاي گسترده خواستار آزادي تمام زندانيان شده و از مسئولان خواست كه از تمامي انها اعاده حيثيت شود .
كروبي اعلام كرد كه در هر شرایطی و با هر امکانی به مبارزه ادامه خواهد داد و تاكيد كرد كه برای هرگونه همکاری با افراد و گروه های سیاسی تحول خواه در این مقطع حساس که به نظر می رسد «جمهوریت» در کنار «اسلامیت» و «ایرانیت» در خطر
است امادگي دارد .

سحام نيوز :‌ مهدي كروبي با نگارش نامه اي به نتيجه انتخابات دهمين دوره رياست
جمهوري اعتراض كرد و با صراحت تاكيد كرد كه دولت برآمده از آن را دارای مشروعیت و مقبولیت نمی داند و در هیچ برنامه ای از جمله تنفیذ و تحلیف آن شرکت نخواهد کرد .
كروبي همچنين اعلام كرد كه براي تغيير وارد عرصه انتخابات شده بود و از مردم
عذرخواهي كرد بابت انكه نيروهاي غيبي و ظاهري مانع از تغيير در قوه مجريه شدند . او همچنين با اعتراض به بازداشت هاي گسترده خواستار آزادي تمام زندانيان شده و از
مسئولان خواست كه از تمامي انها اعاده حيثيت شود . كروبي اعلام كرد كه در هر شرایطی و با هر امکانی به مبارزه ادامه خواهد داد و تاكيد كرد كه برای هرگونه همکاری با افراد و گروه های سیاسی تحول خواه در این مقطع حساس که به نظر می رسد «جمهوریت» در کنار «اسلامیت» و «ایرانیت» در خطر است امادگي دارد .
متن كامل نامه به شرح زير است :‌

بسمه تعالی
انا لله و انا الیه راجعون
ملت بزرگ و فهیم
ایران!
لازم می دانم ابتدا از مردم ایران عذرخواهی کنم؛ هم به خاطر چندین ماه اصرار و ابرام برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری و هم به خاطر همه آن عزیزانی که در این مدت زحمات زیادی را برای آنها موجب شدم و با لطف و عنایت خود مسیر انتخابات را هموار و زمینه حضور عظیم و بی سابقه ای را فراهم کردند.
پیش از همه اذعان می کنم که بسیاری از شما پیشتر و دقیق تر می دانستید که چه خواهد شد و متوجه شده بودید،همان گاه که می پرسیدید «چه تضمینی برای آرای ما وجود دارد»، یا زمانی که می گفتید «نتیجه انتخابات معلوم است و شما آب در هاون می کوبید.»
با این همه می خواهم بگویم از کرده خود پشیمان نیستم و شما هم از این تلاش عظیم و حضور یکپارچه ضرر نکرده اید.حرکت ما در جهت تحکیم مبانی جمهوریت، اسلامیت و ایرانیت بود و ماه ها با کمک دوستانمان تلاش بی وقفه ای داشتیم که «مطالبه محوری» را در صحنه انتخابات به یک اصل تبدیل کنیم و با توجه به اوضاع و شرایط کشور آنچه به عنوان برنامه و راه برون رفت از شرایط فعلی می توان انجام داد را برای حل مشکلات مردم و تحکیم پایه های استقلال و آزادی در کشور عنوان کنیم.
ما برای تغییر آمده بودیم،گرچه نیروهای غیبی و ظاهری مانع از تغییر در قوه مجریه شدند. با این همه فراتر از این تغییری در شرایط کشور و روحیات جامعه و آگاهی مردم بیش از آنچه تصور می شد، صورت گرفت و اذعان می کنم که این تغییر به مراتب فراتر از تصمیم من بود.
آمدنم در صحنه انتخابات به یاد و عشق امام راحل بود، به یاد روزهای فداکاری و از خودگذشتگی، قدم نهادن در مسیر مسوولیت پذیری و نه جاه پرستی ، خودخواهی و تحقیر دیگران. آمدن برای گفت و گوهای بالنده تر اجتماعی و نه طرد هر کسی که غیر از سخن من کلمه ای به زبان می راند؛ آمدن برای گفت و گو و شکستن فضای یکسویه حاکم بر اوضاع کشور عمومی؛ آمدن برای دیدن بهتر و کامل تر جریان اداره کشور؛
آمدن برای روشن کردن چرخه ناکارآمد مدیریت اجتماعی کشور؛ آمدن برای تغییر در سیاست های تحکم آمیز و تحجرمآبانه داخلی؛ آمدن برای گفتن از موضع استقلال، شجاعت وحریت ؛ آمدن برای غار روبی از چهره جوان و نوجوان ، دانشگاه و اصحاب فکر و اندیشه؛ آمدن برای تعامل با همسایگان و دولت های خارجی؛ آمدن برای بازداری از شکل گیری فرهنگ و ادبیات مستبدانه در عرصه جامعه؛ آمدن برای شفاف سازی امور اجرایی و ارتباط بخش های گوناگون اقتصادی و برنامه محوری؛
آمدن برای همه این ها و همه آنچه گفته شد و
غیر از این ها همه برای تغییر بود و تغییر برای ایران. حاصل این همه آمدن ها که
زمان وسیعی را به همراه اراده و ارادت به ملت بود، آن شد که توانستیم فضای یخ زده
کشور را شکستیم ، مطالباتی که حق مردم بود بازگو و بازتعریف کردیم، افق نقد را به طلوع سپیدی نزدیک تر سازیم ، جرات گفتن و شنیدن را برای مسوولان و نامزدها به اوج رساندیم ، شجاعت دیدن واقعیت ها را در همه زمینه ها ارتقا بخشیدیم ، گفت و گو با همسایگان ، آمریکا ، اعراب و مسلمانان را به جایگاه مطمئنی نزدیک ساختیم و با ارائه برنامه ها ، بیانیه ها ، اعلام مواضع و دیدگاه ها ، ناگفته های بزرگی را با عظمت
گفتیم و جامعه را از ترس های غیر منطقی دور کردیم و همگان را این سو و آن سوی مرزها ایران به گفت و گو ترغیب کردیم و شما در همه این لحظات و برداشتن این گام ها همراه و یاور من بودید و چگونه می توان فراموش کرد شکوه شب های پیش از 22 خرداد را که همه ایران یکپارچه شور سیاسی و شوق انتخابات شده بود و دنیا با همه بزرگی خیره بر این عظمت و آزادگی حاصل از انقلاب اسلامی. چه تصاویر به یاد ماندنی از آن همه شب ها و شورها و جوان ها که ایران را یکپارچه غرق در مردمسالاری و حضور سیاسی ساخته بود.
چقدر دنیا از آن شب ها و انقلاب و عظمت ایران یاد کرد و چه باورنکردنی که یک هفته
بعد تصاویر آن شکوه به فریاد اعتراض و الله و اکبر شبانه تبدیل شد و خون به سنگفرش
خیابان پاشید و با ضرب باتوم ها و گاز اشک آور به جان زن و مرد و پیر و جوان .... و چه سقوط آزادی از اوج قله عظمت در تصویر جهانی به حاکمیت شلاق و زندان گلوله
... با چکمه و باتوم به جان و مال مردم هجوم بردند، صدها نفر سازماندهی شده به خوابگاه دانشجویان حمله کردند و قلب دختر جوان را با گلوله شکافتند و از پشت بام مسجد با یونیفرم مردم را به گلوله بستند و صدها نفر را در خانه و خیابان دستگیر کردند و تا سر حد مرگ کتک زدند و چه زشتی هایی که در کلام در حق آنها روا داشتند.
ده ها نفر از رجال مذهبی و سیاسی را شبانه دستبند زدند و وا اسفا که چه زود انتقام دو ماه آزادی نسبی را گرفتند و همه را روانه زندان ها و سلول انفرادی کردند تا در چنین شرایطی سخت لب به سخن بگشایند و به انقلاب مخملی اعتراف کنند!
این چه انقلاب مخملی است که رهبران آن دو تن از زنده ترین و با سابقه ترین یاران امامند و مورد تایید شورای نگهبان و رهبری برای حضور در انتخابات و حداقل 15 میلیون نفر(بر اساس شمارش خود طرف) به آنها رای داده اند ؟
رویای انقلاب مخملی در ذهن این ها بوده یا آنها که کابوس آن را می دیدند و نیرو به همسایه شمالی گسیل داشتند که آموزش ببینند تا چگونه مردم را با حالت ارعاب و قیافه مهیب و هجوم موتور و زدن باتوم و پرتاب گاز فلفل و زدن کابل بر سر پیر و جوان و زن و مرد و اتومبیل و مغازه بترسانند تا مبادا کسی جرات حضور آرام و در صحنه اعتراض ماندن را به خود بدهد و بعدها هم با همان روش های تبلیغاتی و در بوق کردن حرف های غیر واقعی، همه را محکوم به اغتشاش ، انقلاب مخملی ، تخریب و ده ها اتهام دیگر نموده و تا جایی پیش رفتند که مردم را به قتل یکدیگر و رفتن در لباس بسیج برای زدن خودشان هم متهم کردند!
به راستی که این انتخابات در عین اینکه پرشور ترین ، سیاسی ترین و با شکوه ترین انتخابات در این سی سال بود ، پر مساله ترین نیز بود که با اعتراض های گسترده مردم ، شخصیت های سیاسی و گروه ها مواجه شد و متاسفانه نهادهای مسوول به جای پاسخگویی و رفع شبهات درباره تردید های جدی و تخلفات اساسی خواستند با طرح ادعاهای مضحک همه چیز را تحت تاثیر قرار دهند. شما مردم حق دارید که لااقل این سوال را از نظام بپرسید که چگونه دو تن از یاران انقلاب که مورد تایید و با صلاحیت و نیز همه گروه های اطرافشان یک شبه به عاملان انقلاب مخملی و هواداران گروه های اغتشاشگر و مردم معترض ناآگاه تبدیل شدند ؟
چگونه می توان این همه را به مصاف سیاسی و انتخابات خواند و ناگهان در پایان یا میانه راه چنگ و دندان نشان داد و از همه امکانات و ابزارها و صدا و سیما و تریبون های مذهبی و نيروهاي انتظامي و امنيتي و باتوم و گاز اشک آور و زندان و شکنجه و تیر و تفنگ استفاده و بعد هم ادعا کرد که همه این ها تقصیر «خود شما» است !
صدا و سیما را با بودجه ملی به خدمت گرفت، برنامه پشیمان سازی به راه انداخت و در
همین حال خود را به حمایت 40 میلیون رای دهنده در انتخابات مفتخر دانست ؟! این همان شعار پر مغز راهپیمایی مردم از انقلاب تا آزادی است که می گفتند: «رای ما را دزدیدند ، دارند باهاش پز می دهند.»
لازم می دانم در این مقطع که به ظاهر سیر اداری انتخابات را پایان یافته تلقی کردند ، مواردی را به عرض شما ملت شریف برسانم :
1. کتاب قطور خاطرات انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نه تنها ذهن جامعه را پر کرده و توجه جامعه جهانی را متوجه ایران و مسوولین اجرا و نظارت و همه تصمیم
سازان نموده که برای همیشه در یادها و خاطره جامعه و تاریخ باقی خواهد ماند. در یک
طرف مردمی که نظام و کشورشان را می خواستند و مجد و عظمت آن را آرزو داشتند و به کیان آن فکر می کردند و در ظلمات یاس و ناباوری روح امید را در خود احیا نموده و برای تغییر و ساختن ایرانی از نو آمدند ولی با عبور از میدان های مین و موانع ، ناباورانه با کمین به اصطلاح اجرا و نظارت دولت مواجه شدند که برای آنان و به نام آنان و بی شباهت به انتخاب و رای آنان ، انتخاباتی را مهندسی نموده بود. در حقیقت هم ما و هم مردم بر اساس وعده و وعیده ها و نمایش فضای دموکراسی بر این باور بودیم که هنوز کفگیر منافع مادی به ته دیگ امانت داری و دیانت و اخلاق اجتماعی نخورده و ته مانده ای از پاکی و صداقت می تواند از رای مردم صیانت وآن را همان گونه که بود اعلام کند. در اینجا باید اذعان کنم که مردم و برخی کارشناسان و صاحب نظران بهتر از ما شرایط انتخابات را می شناختند و به کرات بی حاصلی برگزاری انتخابات و حساب کردن روی آرای مردم را یادآوری می کردند که مجدانه بابت این حسن ظن به مسوولین از مردم عذرخواهی می کنم.
2. برای همه شهدای این ماجراهای انتخاباتی از خداوند رحمان آمرزش طلب می کنم و آرزو می کنم در سلسله شهدا محسوب شوند. به تک تک خانواده هایشان تسلیت می گویم و ضمن ابراز تاسف از اینکه حتی امکانات تجلیل و بزرگداشت مناسبی هم برای تشییع و دفن و فاتحه فرزندانشان فراهم نشده ، با آنها همدردی می کنم. برای همه عزیزان ، مجروحان و آسیب دیدگان بهبود و شفای عاجل طلب می کنم و مقصر همه این شهادت ها ، جرح و تخریب ها و اغتشاش ها را کسانی می دانم که حقوق مردم را زیر پا گذاشتند ، حتی به آنها اجازه راهپیمایی آرام ندادند و نه تنها امنیت آنها را تامین نکردند که آنان را مورد هجوم و ضرب و شتم و توهین و تحقیر قرار دادند.
3. فضای امنیتی که پس از انتخابات در کشور ایجاد شده مولود افکار معیوب و توهم توطئه های خود ساخته ای است که متاسفانه تلاش می شود با تبلیغات و استفاده یک طرفه از صدا و سیما آن را یک طرفه به اثبات رسانند. هیچ یک از گروه های سیاسی شناخته شده و شخصیت های سیاسی شناخته شده و شخصیت های عزیز سیاسی و میلیون ها نفر مردمی که در راهپیمایی های آرام و مدنی حضور داشتند هیچ مطالبه ای نداشتند جز اینکه رایشان چه شد. آنها جز در فکر حق آزادی و انتخابشان نبودند و توهم توطئه انقلاب مخملی ابزار سرکوب و برخورد با مخالفان سیاسی جریان حاکم است. اصولا انقلاب های مخملی در کشورهای اقمار شوروی سابق رخ داده ، شرایط خاص خود را دارد و در هیج جای دیگری نیز نمونه ندارد. مگر ما جز اقمار شوروی سابق بوده یا شده ایم ؟ انقلاب مخملی با حضور افراد وابسته به انقلابی چون آقای موسوی و اینجانب و ده ها میلیون ها نفری که به آنها رای نداده اند، معنی ندارد. دستگیری و زندانی کردن هزاران تن از اقشار مختلف و از آن جمله چهره های سیاسی ، اجتماعی ، دانشگاهی و مطبوعاتی و نگران داشتن خانواده هایشان بدون هیچ اتهامی و بعضا به صورت آدم ربایی، خلاف قانون و مصالح نظام و کشور است ، اینان باید هر چه سریعتر آزاد و از آنها اعاده حیثیت شود.
4. با ساز و کاری که قبل از انتخابات و توسط دولت و شورای نگهبان و برخی نهادهای عمومی انجام شده و نیز نحوه اجرای انتخابات و دخالت های دولت و نمایش شکایت پذیری و بازشماری آرای شورای نگهبان و وقایع بعد از آن را عاملی در جهت باطل بودن انتخابات می دانم و بر همین اساس دولت برآمده از آن را دارای مشروعیت و مقبولیت نمی دانم و در هیچ برنامه ای از جمله تنفیذ و تحلیف آن شرکت نخواهم کرد.
5. به عنوان خدمتگزار کوچک مردم ، انقلاب و نظام اسلامی و شاگر بی ادعای امام راحل از همه مردمی که در انتخابات شرکت کردند و به خصوص پس انتخابات نیز نسبت به پیگیری نتایج صحیح آن حساس بوده و هزینه ها پرداختند، قدردانی می کنم و به پیشگاه همه آنها سر تعظیم فرو می آورم، هر چند که با قدر ناشناسی بی سابقه ای مواجه شدند و مزدشان را با اتهام اغتشاش و انقلاب مخملی ، ترور ، خس و خاشاک ، ده ها توهین دیگر و سرکوب گرفتند اما به همه توصیه می کنم که راه انقلاب و امام و مصلحت کشور را با این ناملایمات رها نکنید، روحیه انقلابی و اسلامی و شعور سیاسی خود را پاس دارید ، همچنان به مانند امام که از «جمهوریت» همپای«اسلامیت» ارزش می داد، در مقابل تحجر ، واپس گرایی و تغییرات بدعت گونه دفاع کنید و بدانید که خط امام تنها راه نجات مردم و کشور در مقابل دیکتاتوری ، سرکوب ، واپس گرایی و اسلام طالبانی است. گرچه این انتخابات و حوادث پس از آن به ارکان نظام و اعتماد شما آسیب جدی وارد کرد اما مطمئن باشید که رای و اراده مردم پیروز نهایی این تحولات خواهد بود.
6. بیشتر از گذشته به همه آنچه به عنوان برنامه انتخاباتی برای کشور مطرح کردم ، باور دارم و از همکاران می خواهم به آنچه مطرح کرده ام ، فکر کنند :به لزوم برنامه محوری در اداره کشور، احیای حقوق شهروندی،احیای آزادی های سیاسی و اجتماعی، پرداختن به حقوق اقلیت های مذهبی و قومی و توجه جدی به مطالبات اقشار گوناگون، ارزش های فرهنگی و زبانی متنوع ایران ، توجه به حقوق زنان و برابری های مورد توجه و مطالبه آنان، استفاده از ظرفیت های به فراموشی سپرده شده قانون اساسی و چنانچه لازم باشد تغییر و بازنگری قانون اساسی به ویژه در ارتباط با قانون شوراها ، اداره مناطق مختلف کشور،مسایل مربوط به انتخابات و نظارت شورای نگهبان و موارد دیگر.
7. در جریان انتخابات و پس از اعلام نتیجه حیرت آور و اعجاب انگیز آن از هیچ اقدامی ولو مخاطره آمیز دریغ نکرده ام که مواردی از آن حسب اقتضا از طریق بیانیه هایی به استحضار شما ملت بزرگ رسیده و طبعا بعضی از اقدامات دیگر در وقت مناسب اعلام خواهد ولی اجمالا یادآوری می کنم از هیچ فرصت متصوری همچون تماس، رایزنی، مکاتبه محرمانه با مراجع دینی و شخص رهبری و هر شخص حقیقی و حقوقی تاثیرگذار دیگر غفلت نکرده ام و صادقانه به شما می گویم که آنچه در توانم بوده است را انجام داده ام، هرچند که در مواردی قرین توفیق نبوده است.
8. ضروری ترین مساله در شرایط کنونی حفظ روحیه انقلابی و سیاسی در برابر کسانی است که می خواهند مردم نا امید شده و از صحنه انتخابات خارج شوند.همه باید وحدت انقلابی و روحیه سیاسی را حفظ کرده و با جریان عظیمی که در این انتخابات به حرکت در آمده و خودآگاهی خود را بازیافته به تشکیل و تقویت تشکل های مدنی و حضور در احزاب و گروه های سیاسی اصلاح طلب و تحول خواه و امیدوار به آینده بپردازند. من به سهم خود برای هرگونه همکاری با افراد و گروه های سیاسی تحول خواه در این مقطع حساس که به نظر می رسد «جمهوریت» در کنار «اسلامیت» و «ایرانیت» در خطر است، دست همکاری و تشکیل جلسه واحد تحول خواهی و حرکت و تغییر را دراز می کنم و از همه شخصیت ها و گروه های مختلف که به اندیشه امام وفادارند، دعوت می کنم به این امر عظیم اقدام کنند.
مهدی کروبی
تا آخر عمر پای این مردم و انقلاب اسلامی ایستاده است و تمامی مطالبات ملت را با تمام وجود و در قالب برنامه های اعلام شده به هر نحو ممکن پیگیری می کنم و در هر شرایطی با هر امکانی به مبارزه ادامه خواهم داد و با دعوت از همه این راه تاکید می نمایم که راه مصلحت کشور و انقلاب امام راحل به ایستادگی و هوشیاری و حفظ آرامش و اجتناب از هر گونه پراکنده کاری نیاز دارد. از علمای اسلام و بزرگان نیز دعوت می
کنم که در صحنه سیاسی کشور و مصالح مردم مثل گذشته فعال و با نشاط باشند و به راهنمایی آنها مثل گذشته همت گمارند.

مهدی کروبی
١٣٨٨.٤.٩

۱۳۸۸ تیر ۹, سه‌شنبه

مردم نباید بیش از این هزینه بپردازند ...



مجمع روحانیون:


مردم نباید بیش از این هزینه بپردازند

((( چکیده برخی مفاهیم وَ مضامین بیانیه روحانیون مبارز ارائه میشود ؛ پیوند متن کامل در آخر صفحه درج شده است. )))


بيانيه‌ شماره 4 مجمع روحانيون مبارز:

مردم بزرگوار نباید بیش از این
هزینه بپردازند و معتقدیم هیجانات فزاینده و اعتراضات خیابانی راه‌کار نیست.
نظام حاصل انقلاب ملتی است که سالیان دراز در آرزوی آزادی و استقلال و آبادانی کشور و عدالت، هزینه‌های گزافی پرداخته است ،

با رهبری ممتاز حضرت امام که مظهر ایمان و آرمان و آزادگی بوده است ،

وَ به قیمت خون عزیزان و ایثارگری انبوهی از زنان و مردان نظام جمهوری اسلامی بدست آمده است.

جمهوری اسلامی راهی است به سوی سربلندی ایران و سرفرازی ایران و زمینه‌ساز ایجاد الگویی ممتاز که در آن اخلاق و معنویت در کنار آزادی، عدالت، حقوق انسان و پیشرفت کشور قرار گرفته است. آن‌چه مهم است پاسداری از معیارهای اصیلی است که نظام ما بر آن استوار است
و می‌بایست باشد و احیانا نیست.

در انتخاباتی که انجام گرفت، می‌شد که این نظام مستحکم‌تر شود و راه‌های انحرافی از راه راست روشن‌تر تشخیص داده شود و آرام‌بخش جان ملتهب ملتی بیدار و هوشیار باشد.

افسوس که این فرصت از دست رفت و امروز اعتماد عمومی که مهم‌ترین سرمایه کشور و انقلاب است، لطمه دیده است و انبوهی از مردمان که بحق حرف و انتقادی دارند، از آن‌چه اعلام شده قانع نیستند. مهم این است که همه احساس کنند سازوکارهایی که در جهت کارگر افتادن رأی مردم که به تعبیر حضرت امام «میزان» است، خدشه‌ناپذیر است و اگر چنین احساسی نبود،
با چه امید می‌توان باز هم مردم را به حضور فراخواند.

ما معتقدیم اعتماد آسیب‌دیده مردم با اظهارنظر مرجعی که اکثریت اعضای آن از پیش جانبداری بی‌پرده خود را نسبت به یک نامزد اعلام کرده‌اند، در مورد نتایج انتخابات ترمیم نخواهد شد.

متاسفیم که راهکارهای منطقی و خیرخواهانه مورد توجه قرار نگرفت و هیأتی بی‌طرف و کاردان مسئول رسیدگی و اعلام حقیقت نشد. بلکه به‌عکس اعتراض آرام و پرشکوه مردم که حضوری بی‌همانند نشان دادند و رشد خود را همچون روزهای پرفروغ انقلاب اثبات کردند، مورد تهاجم قرار گرفت و ...

اینک پس از هزینه‌های سنگینی که پرداخت شده است، در عین اعتراض به نتیجه انتخابات و محفوظ‌ نگاه‌داشتن حق اعتراض معتقدیم که مردم بزرگوار نباید بیش از این هزینه بپردازند و معتقدیم هیجانات فزاینده و اعتراضات
خیابانی راه‌کار نیست.

ما همه را به آرامش دعوت می‌کنیم، چرا که ایران و انقلاب برای ما از همه چیز با ارزش‌تر است و انتظار داریم که مسئولان نیز زمینه عبور از فضای امنیتی و نظامی را فراهم آورند.
و زندانیان را آزاد کنند و از تبلیغات یکجانبه و تحریک‌آمیز و تحریف‌کننده دست بردارند و حق بیان واعتراض مدنی را به رسمیت بشناسند و ...

متـن کامـل


« تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی »

هزینه خانوار شهری در سال 1387



هزینه هر خانوار شهری در پایان
سال 87





هزینه هر خانوار شهری در پایان
سال 87سالانه 10 میلیون و190 هزار تومان وماهانه حدود 850هزار تومان بوده است.



مقایسه اين میزان درآمد با سال 83 (سال پاياني برنامه سوم توسعه)،رشدی 98 درصدی را نشان می دهد یعنی رشد سالانه 24.5درصد. در سال 83 هزینه یک خانوار شهری پنج میلیون و150هزار تومان در سال وماهانه 450هزار تومان بوده است.

مقايسه رشد 24.5 درصدی هزینه خانواربا ميزان تورم سالانه که به طور متوسط طی سال ها ی 84 تا 86 حدود 16.6 درصد است حدود 8درصد اختلاف، معادل يك سوم اختلاف را به نمايش مي گذارد. به عبارت دیگر هزینه های مردم 50درصد بیشتر از تورم رشد کرده است.

قطع نظر از اين مسئله میزان افزایش حقوق کارکنان وکارمندان دولت و بخش خصوصی نشان می دهد ، طی چهار سال اخیر کمتر از حد تورم رشد کرده است. اگر فرض کنید که افزایش حقوق ها نیز متناسب با تورم رشد کرده باشد و در سال 84 هزينه و درآمد خانوار با هم برابر بوده اند، دستمزد کارکنان دولتی وغیر دولتی حدود 16.6 درصد رشد کرده است.این میزان رشد به معنای ان است که درآمد خانوار های حقوق بگیر که حدود 14میلیون از 18 میلیون خانوار ایرانی را تشکیل می دهند تنها دو سوم از هزینه هایشان را پوشش می دهد وبه ناگزير خانوارهاي حقوق بگير برای پوشش کامل هزینه های خود باید به میزان یک سوم نیز هزينه هايشان را از محل مشاغل دوم وسوم كسب كنند.

از سوی دیگر عم تناسب رشد هزینه خانوار با تورم این معنا را نیز دارد که شاخص تورم اعلام شده از سوی بانک مرکزی در کشور ما به طور واقعی محاسبه نمی شود.به عبارت دیگر منطقی ان است که هزینه ها نیز متناسب با نرخ تورم رشد کند چرا که طی چهار سال گذشته نحوه و الگوی هزینه کردن خانواده ها ، تغییر چندانی نکرده که نیازمند افزایش 50 درصدی درامدها باشد .در چنین صورتی آيا مي توانيم ادعا کنیم ،كه متوسط نرخ تورم شهری طی چهار سال گذشته نزدیک 25درصد بوده است نه 16.6درصد؟

در این میان افزایش هزینه های خوراکی وغیر خوراکی نیز معنا داراست. هزینه های خوراکی یک خانواده شهری در سال 83 یک میلیون و320 هزا ر تومان معادل ماهانه 110 هزار تومان بوده که در سال 87 با 73درصد رشد به دومیلیون و280 هزار تومان معادل ماهانه 190 هزار تومان رسیده است. در همین حال هزینه های غیر خوراکی یک خانواده شهری در سال 83 معادل سه میلیون و830 هزار تومان معادل 320 هزار تومان درماه با 106 درصد رشد در سال 87 به هفت میلیون و910 هزار تومان معادل ماهانه 660 هزار تومان رسیده است.

تحلیل این آمار نشان می دهد به دلیل سیاست های کنترلی ودستوری دولت به خصوص در بخش مواد خوراکی مانند توزیع کالاای اساسی وهمچنين کنترل قیمت مواد خوراکی چون شیر ولبنیات ،عملا متوسط قیمت مواد غذایی طی چهار سال گذشته حدود متوسط 17.7 درصد رشد کرده است، كه این رقم تا حدودی متناسب با متوسط عدد تورم سالانه طی چهار سال گذشته معادل 16.6درصد است .

اما در بخش غیر خوراکی، هزینه های خانوار های ایرانی 106درصد رشد کرده که به طور متوسط سالانه 26.5 درصد رشد کرده واین به معنای آن است که هزینه های مردم در بخش غیر خوراکی خیلی بیشتر رشد کرده است .

به عنوان نمونه هزينه هاي بهداشت و آموزش از رشد قيمت بالا برخوردار بوده اند.اين مسئله به معناي آن است كه دولت روي هزينه هايي خوراكي وقيمت آن که از حساسيت بالاتري برخورداربوده، سياست گزاري و سرمايه گذاري ويژه اي انجام داده است.

لازم به ذكر است كه بانك مركزي ارقام هزينه خانوار شهري و روستايي را تا پايان سال 86 اعلام كرده كه در نتيجه براي محاسبه ارقام هزينه خانوار درسال 87 ميزان تورم 25.4 درصدي سال گذشته در هزينه هاي اعلام شده بانك مركزي براي سال 86 تاثير داده شده است.

مـرجـع


« تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی »

۱۳۸۸ تیر ۸, دوشنبه



ديدار برخی از اعضای
نخبگان نظام با آيت الله

العظمی موسوی اردبيلی




ديدار برخی از اعضای کميسيون امنيت ملی مجلس شورای
اسلامی با حضرت آيت الله العظمی موسوی اردبيلی(مدظله العالی)
در ابتدای اين ديدار که روز شنبه مورخ 6/4/88 در دفتر معظم له در قم و با حضور جناب حجت الاسلام و المسلين آقای ابراهيمی رئيس کميته سياست خارجی کميسيون امنيت ملی و جناب آقای علاء الدين بروجردی رئيس اين کميسيون برگزار شد، جناب آقای بروجردی ضمن ارائه گزارشی از اقدامات انجام شده توسط کميسيون امنيت ملی مجلس و ديدارهايی که با برخی از شخصيت‌ها جهت ايجاد آرامش داشته‎اند، خواهان نقطه نظرات مرجعيت دينی جهت حل مشکلات به وجود آمده شدند. سپس جناب حجت الاسلام و المسلمين آقای ابراهيمی با بيان اين نکته که ما در پی استفاده از تمام ظرفيت‎های نظام جهت حل معضلات موجود هستيم گفت: «از آنجايی که نفس مراجع همواره التيام بخش بوده و طرفين نيز نسبت به فرمايشات مراجع عظام تمکين دارند، از شما خواهش مي‎کنيم که به هر نحو که صلاح مي‎دانيد جهت حل اين معضل اقدام نماييد.»در ادامه حضرت آيت الله العظمی موسوی اردبيلی ضمن تشکر از حضور آقايان فرمودند: «من اين فرصت را مغتنم مي‎شمارم تا برخی نکات را به شما يادآور شوم.»ايشان ضمن بيان اين نکته که کانديداهای محترم رياست جمهوری در دوره دهم را به خوبی مي‎شناسند فرمودند: «متأسفانه روند اين انتخابات به همان نحوی که مي‎دانيد پيش رفت و تا امروز نيز ادامه پيدا کرده است.»معظم له فرمودند: «من نسبت به اين که حق در اين نزاع با کدام طرف است نمي‎خواهم قضاوتی نمايم و در اين صدد نيز نيستم، ولی مسأله‎ای که در اين جا وجود دارد اين است که ما نبايد کاری کنيم که مقابل مردم قرار بگيريم. نبايد کاری کنيم که بگويند حکومت اسلامی کارآمد نيست يا اسلام نمي‎تواند نسبت به مسائل ما پاسخگو باشد. اين که فلان آقا برنده انتخابات است يا نيست مسأله اصلی ما نيست، مسأله اصلی اين است که مردم گمان نکنند مطالبات آنان بي‌پاسخ مي‎ماند. بايد مردم را نسبت به مسائل پيش آمده راضی و اقناع کرد.»مرجعيت دينی ادامه دادند: «يکی از راههايی که مي‎تواند برای برون رفت از وضعيت موجود مدّ نظر قرار گيرد اين است که گروهی که مورد قبول و اعتماد جميع اطراف باشند، مسأله را پيگيری نمايند و حکم آنان فصل الخطاب قرار گيرد.»ايشان فرمودند: «اين که اجانب نسبت به ما چه مي‎گويند هيچ اهميتی ندارد، بالاخره دشمن دشمنی خواهد کرد و خيرخواه ما نيست؛ آنچه موجب نگرانی است اين است که مردم از ما روی برگردانند. ما اگر در داخل آرامش داشته باشيم و مردم راضی باشند هيچ ترسی از خارج نخواهيم داشت.»


ملاقات برخی از اعضای محترم شورای نگهبان
با حضرت آیة الله العظمی موسوی اردبیلی
در این ملاقات که روز پنج شنبه مورخ 4/4/88 در دفتر معظم له در قم انجام گرفت، جناب حجةالاسلام و المسلمین آقای کعبی و آقایان دکتر کدخدایی و مغیثه گزارشی از روند نظارت شورای نگهبان بر انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و همچنین بررسی اعتراضات برخی از کاندیداهای محترم ارائه دادند و خواهان رهنمودهای مرجعیت دینی شدند.در ادامه حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی(مد ظله) ضمن اشاره به این که مسئولین محترم انتخابات در برابر مردم مسئول می باشند فرمودند: «اتفاقاتی که در این انتخابات رخ داد متأسفانه موجب تضعیف نظام شد در حالی که به راحتی امکان آن وجود داشت که قضایا حل شده و در یک مسیر منطقی قرار گیرد.»معظم له فرمودند: «باید اشکالاتی را که معترضین به انتخابات وارد می‎کنند از آنها بشنوید و بخواهید که آنها را کتباً و همراه با استدلالهای منطقی ارائه دهند. باید اجازه دهید که مردم حرف خود را بیان نمایند. هر اشکالی که وارد بود باید آن را قبول کرد و هر اشکالی که وارد نبود باید پاسخ آن به نحو مستدل و منطقی بیان شود.»مرجعیت دینی ضمن ابراز ناراحتی از خشونتهای رخ داده و با بیان این مطلب که پاسخها باید به گونه‎ای باشد که مردم را قانع سازد نه این که بدون تفاهم و با قوه قهریه بخواهیم اعتراض را ساکت نماییم فرمودند: «شورای نگهبان باید به نحوی جواب این اعتراضات را بدهد که در معرض اتهام قرار نگیرد.»ایشان در ادامه فرمودند: «مطالب خود را با مردم در میان بگذارید و اجازه دهید مردم در مورد آن قضاوت نمایند. از معترضین بخواهید که مطالب خود را مکتوب نمایند و آن را با مردم در میان بگذارند و شما نیز پاسخ آنها را در برابر افکار عمومی بیان نمایید. از این که مردم از این مطالب مطلع شوند نهراسید. چنانچه مطلب حقی گفته شد آن را بپذیرید و اگر مطلب باطلی عنوان شد پاسخ آن را به نحو منطقی بیان نمایید.»معظم له ضمن بیان این مطلب که باید این اعتراضات را از سطح خیابانها به مجاری طبیعی آن بازگرداند و امنیت را در جامعه تأمین کرد فرمودند: «راه جلوگیری از کشانده شدن اعتراضات به خیابانها این است که مجرایی جهت بیان اعتراضات معترضین قرار داده شود. باید اجازه داد که مطالب از طریق صدا و سیما یا اجتماعات قانونی مطرح شود و پاسخ آنها نیز از طریق وسائط ارتباط جمعی به سمع و نظر مردم رسانده شود. مطمئن باشید که کلام منطقی از جانب مردم مقبول واقع خواهد شد و کسی که بدون منطق صحبت کند مقبولیت نخواهد یافت.»در پایان حضرت آیة الله العظمی موسوی اردبیلی (مد ظله) برای حل مشکلات موجود دعا فرمودند.

پیام حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی
پیرامون انتخابات ریاست جمهوری و حوادث پس از آن

بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض تبریک میلاد خجسته بانوی دو عالم حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) به محضر حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجة الشریف) و تمامی مؤمنین و شیفتگان اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) در پی حوادث پیش آمده مطالبی را به محضر شریف مردم ایران می رسانم.حضور شکوهمند و افتخار آفرین مردم غیور ایران در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری برگ زرینی از افتخارات این ملت بزرگ بود که می توانست نیروی عظیمی جهت پیشرفت آینده کشور فراهم نماید اما سیر اتفاقات رخ داده در پس آن در مسیری قرار گرفت که شیرینی انتخابات را زایل کرد.اینجانب ضمن احترام به آراء آحاد ملت شریف ایران از تمامی عزیزانی که نسبت به نتایج اعلام شده اعتراض دارند، می خواهم که اعتراضات خود را با رعایت موازین شرعی ابراز نمایند و از دست زدن به آشوب و تخریب اموال عمومی احتراز کنند. البته واضح است که این گونه اعمال از جانب مردم صورت نمی پذیرد و عده ی قلیلی در پی آنند که با انتساب این گونه اغتشاشات به ملت به اهداف ناپاک خود برسند و مردم باید با هوشیاری کامل حساب خود را از آنان جدا نمایند. از تمامی مسئولان انتظامی و امنیتی نیز می خواهم که در برخورد با معترضین با رأفت و ملایمت و حفظ حدود شرع و قانون رفتار نمایند و از دست زدن به اعمال تحریک آمیز اجتناب کنند حمله کردن به مراکز علمی و فرهنگی و برهم زدن آسایش مردم در اماکن خصوصی خود با هیچ میزان شرعی و قانونی سازگار نیست.از مسئولان ذی ربط انتخابات نیز می خواهم که با رعایت دقت و سرعت و حفظ بی طرفی به شکایات واصله رسیدگی نمایند و در مورد آنها به نحوی که جلب رضایت مردم را بنماید و آنان را قانع سازد اطلاع رسانی کنند زیرا همان گونه که امام راحل (رحمة الله علیه) فرمود: "میزان رأی ملت است" و صاحبان اصلی نظام اسلامی آنانند و این حق مردم است که از سرنوشت آراء خود مطلع شوند.اینجانب ضمن ابراز همدردی با تمامی کسانی که در این حوادث آسیبی به آنها رسیده است مخصوصا خانواده جان باختگان و محکوم نمودن اعمال خشونت از جانب هر کسی که صورت پذیرد، اکنون که در شهر مقدس مکه مکرمه و در جوار حرم امن الهی می باشم، خاضعانه از درگاه ذات اقدس ربوبی می خواهم که این ملت بزرگ را همواره سربلند نماید و کشور ایران و نظام اسلامی آن را تحت سایه الطاف خود حفظ فرماید.
والسلام علیکم و رحمة الله برکاته
عبدالکریم موسوی اردبیلیچهارشنبه23
جمادی الثانی 1430مکه مکرمه
« تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی »

۱۳۸۸ تیر ۷, یکشنبه

گفتگوی شب گذشته آیت الله مکارم با برخی نخبگان نظام


دیدار حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
در شب گذشته با جمعی از نخبگان
مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان


حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در جلسه ای طولانی که شب گذشته در دیدار با جمعی از نخبگان مجلس شورای اسلامی داشتند، راهکارهایی برای پایان دادن به بحران کنونی ارائه دادند معظم له اظهار امیدواری کردند که اگر این راهکارها دنبال شود به زودی به نتیجه مطلوب رسیده و نسیم عطرآگین وحدت وزیدن خواهد گرفت، آرامش به خواست خدا باز می گردد و همه نخبگان و اقشار مختلف برای ساختن ایرانی آباد و آزاد در سایه نظام جمهوری اسلامی دست اخوت به هم خواهند داد. معظم له صبح دیروز نیز با جمعی از اعضای محترم شورای نگهبان جلسه ای به منظور تلاش برای پایان دادن به بحران داشتند.

مـرجـع

« تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی »